هزاراسپ (هزاراسب) نام شهری باستانی و همچنین نام دژی به همین نام در همین شهر در استان خوارزم در ازبکستان کنونی است. این نام احتمالاً اشاره به لقب ضحاک (دارندهٔ هزار اسب) دارد.

در یکی از جنگ‌های سلطان سنجر و اتسز خوارزمشاه، هزاراسپ به وسیلهٔ سلطان سنجر محاصره شد و «ادیب صابر» این رباعی را بر تیری نوشت و در دژ انداخت:

ای شاه همه ملک زمین حسب تو راست از دولت و اقبال جهان کسب تو راست
امروز به یک حمله هزاراسپ بگیر فردا خوارزم و صدهزار اسب تو راست

و رشیدالدین وطواط در پاسخ وی رباعی دیگری نوشت و با تیری از درون دژ به سوی لشکر سنجر انداخت:

ای شه که به جامت می صافی است نه دُرد اعدای تو را ز غصه خون باید خورد
گر خصم تو ای شاه شود رستم گُرد یک خر ز هزاراسب تو نتواند برد

هزاراسپ در منابع

در معجم‌البلدان در مورد این شهر چنین گفته شده‌است:

دژی است استوار و شهری پرآب که گرد آن را آب گرفته‌است و از یک سوی به خشکی راه دارد. تا خوارزم سه روز راه است و راه آن همه بازارهاست.

در کتاب برهان نیز از دژ آن سخن به میان می‌آید و آن را دژی از دژهای خراسان می‌نامد.

در تاریخ جهانگشای جوینی آمده که این شهر پس از یورش مغول در آب غرق شده‌است.

  • واژه‌نامه دهخدا