طالبان
شرکت‌کننده در جنگ افغانستان
Flag of the Taliban
پرچم طالبان.
فعالیت ۱۹۹۴–۱۹۹۶ (شبه نظامی)
۱۹۹۶–۲۰۰۱ (دولت)
۲۰۰۲-اکنون (شورش)
ایدئولوژی * بنیادگرایی دیوبندی
گروه‌ها پشتون‌ها
رهبران هبت‌الله آخندزاده (رهبر کنونی)
ملا محمد رسول (جناح انشعابی)
ستاد * قندهار، افغانستان (۱۹۹۶–۲۰۰۱)
ناحیهٔ
عملیات‌ها
Taliban insurgency in Afghanistan (2015–present).svg

     تحت کنترل دولت افغان، ناتو، و متحدان      تحت کنترل طالبان، القاعده، و متحدان      تحت کنترل دولت اسلامی (داعش) و حزب حرکت اسلامی ازبکستان

نیرو ۴۵۰۰۰ (مقرر ۲۰۰۱)
۱۱۰۰۰ (مقرر ۲۰۰۸)
۳۶۰۰۰ (مقرر ۲۰۱۰)
۶۰۰۰۰ (مقرر ۲۰۱۴)
سرچشمه‌گرفته از دانشجویان جمیعت علمائی اسلام
متحدان * Flag of Tehrik-i-Taliban.svg جنبش طالبان پاکستان
مخالفان مخالفان دولتی

افغانستان جمهوری اسلامی افغانستان ناتو ناتو
آیساف
مخالفان غیردولتی

نبردها/جنگ‌ها جنگ‌های کابل
جنگ داخلی افغانستان (۱۹۹۶–۲۰۰۱)
جنگ افغانستان (۲۰۰۱–۲۰۱۴)
جنگ افغانستان (۲۰۱۵–اکنون)
پرچم رسمی طالبان

طالبان به معنای طلبه‌ها (جمع: طلاب)، نام گروهی از شبه نظامیان روحانی مخالف دولت افغانستان است که دارای عقاید دگماتیسم مذهبی و وابسته به مکتب وهابی است. رهبر کنونی طالبان پس از کشته شدن ملا اختر منصور، هبت‌الله آخوندزاده است. هیلاری کلینتون (وزیرخارجه اسبق آمریکا) طی اظهاراتی اعلام کرد که گروهک طالبان را ما ایجاد کردیم

پیدایش

در ۱۰ اکتبر سال ۱۹۹۴ میلادی در اوج جنگ‌های داخلی افغانستان گروهی وارد منطقه سپین بولدک ولایت قندهار در جنوب افغانستان شدند و نام خود را «تحریک اسلامی طلبای کرام» نهادند. در میان رهبران طالبان اعرابی وهابی از عربستان سعودی وجود دارد. حمایت‌های مکرر و پنهان عربستان سعودی از طالبان ادامه داشت و آنها با شعار جهاد با شرک و کفر و اینکه هر کس کشته شود به بهشت خواهد رفت به زودی پیروان زیادی از افغانستان و پاکستان پیدا کردند. طالبان پاکستان در سال ۲۰۰۷ میلادی با هدف استقرار حکومت اسلامی و جاری کردن قوانین شرع در پاکستان، وارد مبارزه مسلحانه شد. از طالبان پاکستان به عنوان شبکه‌ای متشکل از تعدادی گروه‌های تندرو محلی نام برده می‌شود.

در بدو امر مردم افغانستان به این گروه خوشبین بودند و گمان می‌کردند، آنها می‌توانند به جنگ‌های داخلی افغانستان پایان دهند.

پیشروی سریع

طالبان به سرعت مناطقی را در جنوب افغانستان که زیر تسلّط دولت مجاهدین به رهبری برهان‌الدین ربانی بود اشغال نمودند. آنها یک ماه و دو روز پس از اعلام موجودیت، ولایت قندهار چهارمین ولایت مهم افغانستان را تصرف کردند. طالبان به پیشروی‌های خود ادامه می‌دادند و تعدادی از ولایات را بدون جنگ یکی پس از دیگری اشغال می‌نمودند که به ترتیب ولایات دیگری میدان وردک، لوگر، خوست، هرات، جلال‌آباد و کابل رابا اندک درگیری‌های تا تاریخ ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۶ به تصرف خود درآوردند.

ورود به کابل

طالبان ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۶ کابل پایتخت افغانستان را تصرف کردند. آنان به محض ورود دکتر محمد نجیب‌الله احمدزی، رئیس جمهوری پیشین افغانستان و برادرش شاهپور احمد زی را کشتند و جنازه هایشان را در چهارراه آریانا در نزدیکی ارگ ریاست جمهوری افغانستان به نمایش گذاشتند. سپس به تدریج سه چهارم خاک افغانستان را متصرف شدند. غزنیه نیز تصرف شد.

امارت اسلامی

طالبان سپس نام حکومت خود را امارت اسلامی افغانستان گذاشتند و تشکیلات خود را از طریق رادیو افغانستان اعلان نمودند. کشورهای پاکستان، امارات متحده عربی و عربستان سعودی تنها سه کشوری بودند که طالبان را به رسمیت شناختند.

کشتار مردم هزاره

پیرو گزارش‌های نهادهای بین‌المللی حقوق بشری، طالبان در دورهٔ حاکمیت خود دست به کشتار هزاران تن از مردم هزاره زده‌اند که از آن می‌توان به عنوان یک نسل‌کشی یاد کرد. قتل‌عام مردم هزاره در شهر مزار شریف در ماه آگوست سال ۱۹۹۸ که هزاران تن از مردم هزاره در طی چند روز کشته شدند یکی از نمونه‌های این قتل‌عام‌ها به شمار می‌آید. بر اساس گزارش دیده بان حقوق بشر والی طالبان در آن هنگام، پس از تصرف شهر مزار شریف از هزاره‌ها به عنوان کافر یاد کرده و قتل آنان و غارت اموال شان را جایز دانست. (مردم هزاره شیعه مذهب می‌باشند).

قتل‌عام هزاره‌ها در فاصله سال‌های ۱۹۹۹ تا سال ۲۰۰۱ در ولایت‌های سر پل و بامیان از نمونه‌های دیگر این کشتارهای جمعی می‌باشد. دیده بان حقوق بشر با انتشار گزارشی ویژه در سال ۲۰۰۱ به بخش‌های مهمی از این قتل‌عام‌ها به صورت مستند پرداخته است.

تخریب بزرگترین مجسمه‌های ایستاده بودا در بامیان

دو مجسمه بودا در شهر بامیان در مرکز هزاره جات بلندترین مجسمه‌های ایستاده (به طول هر کدام ۵۶ متر) بودا در جهان محسوب می‌شدند. سازمان علمی فرهنگی یونسکو این دو مجسمه را در فهرست ارزشمندترین آثار تاریخی جهان قرار داده بود و تنها آثار جهانی ثبت شده به عنوان میراث بشری از افغانستان می‌باشند. طالبان در ماه مارس سال ۲۰۰۱ این مجسمه‌ها را در کنار کشتار و سرکوب مردم هزاره تخریب کردند.

حلقه رهبری

حلقه رهبری طالبان را کسانی تشکیل می‌داد که تعدادی از آنان هیچ‌گاه دیده نشدند و با رسانه صحبت نکردند و تصویری از آنان مشاهده نشده‌است.

در مجموع رهبری طالبان در آنزمان را می‌توان به سه قسمت تقسیم کرد

  1. طلاب = کسانیکه رهبری اصلی را به عهده داشتند (به زعامت ملا عمر)
  2. آن‌هایی که دیدی باز تر نسبت به قضایا داشتند (به رهبری ملا احسان الله)
  3. میانه‌روها که شمارشان کمتر بود و نقش عمده‌ای در قضایای بزرگ سیاسی نیز نداشتند، زیرا شاید در صورت میانه روی منافعشان به خطر می‌افتاد.

در مجموع افراد زیر حلقه رهبری طالبان را تشکیل می‌دادند.

اعضای شورای داخلی

  • ملا محمد ربانی
  • ملا احسان الله
  • ملا محمد
  • ملا عباس
  • ملا پاسانی

اعضای شورای مرکزی

  • ملا محمد حسن
  • ملا نورالدین
  • ملا وکیل احمد
  • ملا شیرمحمدملنگ
  • ملا عبدالرحمن
  • ملا عبدالحکیم
  • سرداراحمد
  • حاجی محمد غوث
  • معصوم افغانی

طالبان به تدریج افراد زیر در پست‌های زیر تعیین نمودند.

  • رهبر اصلی (ملا محمد عمر)
  • رئیس شورای کابل (ملا حمد ربانی)
  • رهبر سیاسی لوگر (ملا محمد غوث)
  • مسئول سواره مناطق اشغالی (ملا احسان الله)
  • والی قندهار (ملا محمد حسن)
  • والی هرات (ملا یارمحمد)
  • والی پکتیا (ملا کرامت الله)
  • وزیر خارجه (ملا شیر محمد استانکزی)
  • رئیس بانک (ملا احسان الله احسان)
  • وزیر اطلاعات و فرهنگ (ملا امیر خان متقی)
  • رئیس امنیت ملی (ملا فاضل احمد)
  • نماینده در سازمان ملل (حامد کرزی) (مورد پذیرش کرزی واقع نشد)
  • وزیر پلان (قاری دین محمد)
  • وزیر مهاجرین (ملا عبدالرقیب)

حکومتی متفاوت

تعدادی از مردم افغانستان به علت خستگی از جنگ‌های داخلی، طالبان را بر حکومت ترجیح می‌دادند.

در دوران حکومت طالبان، کریکت تنها ورزش مجاز در افغانستان به‌شمار می‌رفت.

اما طالبان با دیدگاهی بسته و افکاری متفاوت با محیط و جهان برخورد کردند و به نوعی با بازگشت به نگرش‌های مذهبی و با زیر فشار قرار دادن مردم موجبات نارضایتی قشر کثیری از مردم افغانستان را فراهم ساختند. آنها نام حکومت افغانستان از جمهوری اسلامی به (امیرنشین) (امارت اسلامی افغانستان) تبدیل نموده و رهبر خود (ملا محمد عمر) را به عنوان امیرالمؤمنین معرفی نمودند. قطعنامه‌های پیاپی شورای امنیت را نادیده گرفتند و تعدادی از خارجیان را از کشور اخراج نمودند. حکومت طالبان با رادیو، تلویزیون، موسیقی، نقاشی، مجسمه‌سازی و آثار هنری مخالف بودند و مجسمه‌های بودا در بامیان را که از جمله غنائم فرهنگی و باستانی افغانستان بود را منهدم ساختند.

آنها به زنان نیز اجازه نمی‌دادند تا به تنهایی از خانه‌هایشان بیرون روند. مجازات لواط‌کاران و زناکاران مرگ بود و دست کسانی که دزدی می‌کردند باید قطع می‌شد. مردم را برای ادای نماز، بزور از مغازه‌هایشان به مساجد می‌فرستادند. ریش مردان در نظام طالبانی باید بلند می‌بود و موهای سرشان را می‌بایست کوتاه می‌کردند. هر چند طالبان پخش هرگونه اخبار دال بر اختلاف داخلی این گروه را پنهان نگه می‌داشتند، اما گه‌گاه خبرهایی از ایجاد اختلافات داخلی میان تندروها و میانه روها به بیرون درز می‌کرد.

اتهام به طالبان

گروه‌های مخالف طالبان همواره، تلاش می‌کردند تا جهانیان را از این موضوع آگاه کنند که طالبان از سوی سازمان استخباراتی پاکستان رهبری می‌شوند. این اتهام مدام از سوی طالبان رد گردید، درحالیکه کشور پاکستان بزرگ‌ترین دوست طالبان شناخته می‌شود. گروه‌های مجاهدین بر این باور بودند که پاکستان به خاطر توجه نکردن دولتهای افغان به خط دیورند، چشم این را ندارند که امنیت و حاکمیت یک دولت مقتدر را در افغانستان ببینند.

طالبان و بن لادن

اصلیت بن لادن از عربستان سعودی بود. پدر وی ۵۷ فرزند داشت. بن لادن سرمایه دار مخالف حکومت عربستان سعودی به بهانه کمک به طالبان یک سال بعد از استقرار نظام طالبان با هواپیمای شخصی خود وارد جلال‌آباد شد و مورد استقبال مقامات طالبان قرار گرفت. در پی حملات تروریستی به برخی از قرارگاه‌های نیروهای آمریکایی در برخی از کشورها در آفریقا و آسیا، ایالات متحده بن لادن را مسئول این حملات عنوان نمود. هنوز برخی بر این باورند که حملات تروریستی یازده سپتامبر سیاست خاص آمریکا برای مخدوش ساختن افکار مردم جهان بوده‌است ولی این اظهارات از سوی هواداران و اطرافیان بن لادن همواره به شدت رد شده‌است و آنها مسئولیت حملات را بر عهده گرفتند.

طالبان و حمله تروریستی یازده سپتامبر

حمله تروریستی یازده سپتامبر به نوعی طالبان را با یک مشکل جدید روبرو ساخت. آمریکا در یک اقدام عاجل اسامه بن لادن رهبر گروه اسلام گرای القاعده را مسئول این حملات عنوان کرد و از گروه طالبان خواست تا وی را در اولین فرصت به آمریکا تحویل دهد، اما طالبان به هیچ وجه حاضر به تحویل اسامه بن لادن به آمریکا نشدند.

شکست طالبان

با وقوع حادثه تروریستی یازدهم سپتامبر و عدم تسلیم بن لادن به آمریکا از سوی طالبان، بهانه حمله به افغانستان در اختیار آمریکا قرار گرفت. ایالات متحده آمریکا به تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۰۱ به افغانستان حمله کرد. با همکاری اعضای جبهه مخالف طالبان (مجاهدین سابق)، گروه طالبان شکست خورد و حامد کرزی رئیس جمهور دولت موقت افغانستان گردید.

همچنین در این حملات، بنا بر اعلام سایت ویکی‌لیکس، دولت ایتالیا برای حفاظت از نظامیان خود در برابر حملات تروریستی، به شبه نظامیان افغانستان پول پرداخته‌است. این پول چندین سال برای در امان ماندن نظامیان ایتالیایی از حملات طالبان، به شبه نظامیان افغانستان پرداخت شده‌است. بر این اساس، دولت آمریکا در زمان جرج بوش و از طریق رونالد اسپوگلی، سفیر خود در رم، بارها نگرانی خود را از این مسئله ابراز کرده‌است. هفته‌نامهٔ اسپرسو در آخرین شمارهٔ خود به وجود مدارک محرمانه‌ای اشاره کرده که نشانگر پرداخت پول توسط دولت ایتالیا به طالبان است. اسپوگلی در نامه‌ای که در اکتبر ۲۰۰۸ به واشینگتن ارسال کرده، دلیل همراهی ایتالیا با ناتو در جنگ افغانستان را اطمینان یافتن دولت این کشور از در امان بودن نظامیان خود از این طریق عنوان کرده‌است. سفیر آمریکا در رم، دولتهای پیشین و کنونی ایتالیا را به دست داشتن در چنین اقدامی متهم کرده و در عین حال آورده‌است: در گفتگویی که با سیلویو برلوسکنی در این مورد داشتم وی ابراز بی‌اطلاعی کرد. طبق این گزارش، بدگمانی آمریکا به نظامیان ایتالیایی در افغانستان همچنان تا سال ۲۰۰۹ ادامه داشته‌است. اما در این سال در عملیاتی که علیه شبه نظامیان انجام شد، کشته و زخمی شدن نظامیان ایتالیایی همانند دیگر نظامیان ناتو تا حدودی به رفع این بدگمانی کمک کرده‌است.

پیدایش دوباره

در سال ۲۰۰۶ طالبان اعلام موجودیت نموده و با حاکمیت افغانستان مخالفت ورزیدند و به بیشتر قسمت‌های جنوب افغانستان به ویژه زابل، قندهار و هلمند نفوذ کرده و ۲ سال بعد اقدام به پیشروی به سمت پایتخت نمودند. در غیاب ارتش افغانستان این نیروها توانستند به مرور برای خود کارخانجات اسلحه‌سازی و مهمات‌سازی ایجاد کنند. ناتوانی در بازسازی کشور و فساد حکومتی در بین مقامات جدید افغانستان، در کنار میلیون‌ها افغان بیکار بازگشته از ایران و پاکستان، موجب سرخوردگی افغان‌ها گشت و گرایش به سمت این نیرو را دوباره افزایش داد. دولت افغانستان این بار نیز پاکستان را به حمایت پی در پی طالبان متهم نمود.

روابط طالبان و ایران

طالبان همواره در پی گسترش روابط بین‌المللی خود بوده و در این بین ایران نیز یکی از گزینه‌های آنها بوده است. در پی این اقدام یک هیئت از این گروه تروریستی در اردیبهشت سال ۹۴ وارد ایران شد. دولت حسن روحانی رئیس جمهور وقت ایران و همین‌طور وزارت امور خارجه کشور اما اظهار داشتند که از این رخداد بی اطلاع هستند زیرا این اقدامات با دولت در میان گذاشته نمی‌شود و طرف آن هیئت هم تنها مقامات امنیتی کشور بودند. پیش از این نیز دو هیئت دیگر از طالبان به جمهوری اسلامی سفر کردند تا با مقامات امنیتی دیدار کرده و در نشست بیداری اسلامی شرکت کنند.

تأسیس دفتر در ایران

روزنامه‌های آمریکایی وال استریت ژورنال و انگلیسی تلگراف در گزارشی (منتشره در ۱ اوت ۲۰۱۲) به نقل از منابع ناشناس افغان و غربی مدعی شدند که یکی از اعضای رهبری طالبان در شورای کویته در اواخر ماه مه همان سال، اقدام به ایجاد و تأسیس دفتری در مرکز استان سیستان و بلوچستان و در شهر زاهدان کرده‌است.
روزنامه وال استریت ژورنال در ادامه گزارش خود مدعی شده، در شنودهای مکالمات تلفنی اطلاعاتی بدست آمده که نشان می‌دهد، اعضای سپاه قدس ایران در اوایل ماه ژانویه ۲۰۱۲ در مورد ارسال و تجهیز نیروهای طالبان در افغانستان با موشک‌های زمین به هوا گفتگو انجام داده‌اند.

روزنامه روسی نیزاویسمایا گازتا در گزارش خود (منتشره در ۲ اوت ۲۰۱۲) نیز به نقل از منابع افغانی و غربی ادعاهایی مشابه موارد فوق را منتشر کرده و در بخش دیگر اعلام داشته: «ایران و طالبان خود را آماده می‌کنند که در صورت حمله اسرائیل یا آمریکا به تاسیسات اتمی ایران، به عملیات انتقامی مشترک دست بزنند. علاوه بر این، ایرانی‌ها روی عقب‌نشینی نیروهای آمریکا از افغانستان در سال ۲۰۱۴ میلادی حساب کرده‌اند.»
این در حالی است که منابع و مقامات ایرانی موارد مطرح شده از این قبیل را به شدت رد نموده و این گونه اخبار را کذب اعلام کردند.

شورش ۲۰۰۱ هرات علیه امارت طالبان

نیروهای قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جریان شورش ۲۰۰۱ هرات، به نیروهای نظامی آمریکایی در فتح هرات و ساقط کردن رژیم امارت اسلامیِ طالبان در آن شهر، یاری رساندند. فرماندهی نیروی‌های ایرانی بر عهده سرلشکر ایرانی، رحیم صفوی بود. مأمورانی از سیا در کنار نیروهای کنترل عملیات، در تهران، به طور مستقیم، عملیات را زیر نظر داشتند.

کشتار دیپلمات‌های ایرانی در مزارشریف

کشتار دیپلمات‌های ایرانی در مزارشریف در جریان تصرف آن شهر توسط نیروهای طالبان رخ داد.

انشعاب

در ۷ خرداد ۱۳۹۳ (۲۸ مه ۲۰۱۴)، اعظم طارق، از فرماندهان یکی از جناح‌های اصلی طالبان پاکستان، با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که شعبه طالبان در منطقه وزیرستان جنوبی پاکستان در پی اختلاف نظر با رهبری طالبان (مولانا فضل‌الله) از این گروه منشعب شده است. این جناح به قبیله محسود در این منطقه وابسته است. در بیانیه اعظم طارق آمده است: «ما جدایی خود از تحریک طالبان پاکستان را اعلام کرده و به اطلاع می‌رسانیم که خالد محسود را به عنوان رهبری جدید وزیرستان جنوبی انتخاب کرده‌ایم.»

اعظم طارق درمورد دلیل تصمیم به انشعاب از طالبان گفت که «عناصر جنایتکار» در تشکیلات فرماندهی طالبان نفوذ کرده‌اند و در اقداماتی مانند باجگیری، آدم‌ربایی به منظور اخاذی، و جنایات دیگر دست داشته‌اند. رهبری طالبان همچنین متهم شد که غیرنظامیان را هدف حمله قرار می‌دهد. اعظم طارق این «عناصر» را متهم کرد که در خدمت «سازمان‌های جاسوسی خارجی» هستند. این بیانیه می‌افزاید که جناح خالد محسود قبل از تصمیم به جدایی از طالبان، «تمامی تلاش خود را به کار گرفت تا رهبری تحریک طالبان را به راه راست هدایت کند و حتی طالبان افغان کوشید بین ما میانجیگری کند اما رهبری طالبان به تلاش آنان توجهی نکرد.»

خالد محسود از جمله کسانی بود که پس از کشته شدن حکیم‌الله محسود، رهبر سابق طالبان پاکستان در حمله هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی در ماه نوامبر سال ۲۰۱۳، درصدد جانشینی او برآمد اما این موقعیت نصیب مولانا فضل‌الله، از فرماندهان اسلامگرایان منطقه دره سوات شد.

مرگبارترین حمله تروریستی تاریخ پاکستان

در صبح روز ۱۶ دسامبر ۲۰۱۴ (۲۵ آذر ۱۳۹۳) پنج مهاجم طالبان در حالیکه یونیفورم ارتش پاکستان بر تن داشتند، وارد ساختمان یک مدرسه (وابسته به ارتش) در شهر پیشاور شدند و ۱۴۹ تن از جمله ۱۳۳ دانش‌آموز را کشتند و ۱۲۲ تن دیگر را زخمی کردند. اغلب دانش‌آموزان این مدرسه فرزندان نظامیان ارتش بودند. طالبان هدف از این حمله را انتقام‌گیری از خانواده نظامیان ارتش عنوان کرد. نواز شریف نخست وزیر پاکستان این حمله را مرگبارترین حمله تروریستی تاریخ کشورش اعلام کرد.

درگیری و مقابله با داعش

با نفوذ داعش در افغانستان، از آن جا که طالبان با برخی عقاید داعش از جمله جهاد نکاح مخالف بودند به مقابله با آن‌ها پرداختند. درگیری‌های زیادی بین آن‌ها صورت گرفته است که از جمله آن‌ها می‌توان به درگیری‌هایی در ولایت‌های ننگرهار، فراه، جوزجان و غور اشاره کرد.

جستارهای وابسته

  • Slate. اکتبر ۲۰۰۹
  • Volume VII: The Taliban File September 2003
  • by Shaukat Qadir, Daily Times, 2009-06-20
  • اخبار و تفاسیر موجود در الجزیره انگلیسی درباره
  • collected news and commentary at BBC News
  • اخبار و تفاسیر موجود در گاردین درباره
  • اخبار و تفاسیر موجود در نیویورک‌تایمز درباره
  • در کتابخانه‌های ورلدکت
Insurgency

  • : نگرش بی‌بی‌سی به بازگشت طالبان