دیلمی یک زبان منقرض شده از گویشهای ایرانی از گویش‌های کناره دریای مازندران دسته زبانهای شمال غربی بوده است. ناتل خانلری، دیلمی را در بین گویش‌های ایرانی که در بین قرون ۹ تا ۱۳ میلادی رایج بوده‌است فهرست می‌کند. ولادیمیر مینورسکی این زبان را از بین رفته، و تاتی را از بقای آن می‌داند. در متون اسلامی مختلفی نظیر گزارش‌های ابو اسحاق صابی، مقدسی، استخری به این زبان اشاره شده است.

محتویات

نظرات در مورد زبان دیلمیان

دانشنامه ایرانیکا در مورد زبان دیلمی‌ها می‌نویسد: در دورهٔ اسلامی دیلمی‌ها به زبانی صحبت می‌کردند که از گویش‌های ایرانی شمال غربی بوده‌است. این گویش بسیار شبیه زبانی بوده که گیلها تکلم می‌کردند. افسانه‌ای از آن زمان وجود دارد که در آن دیلمی‌ها و گیلانی‌ها فرزندان دو برادر بنام‌های گیل و دیلم دانسته می‌شدند. استخری همچنین به قبیله‌ای در ارتفاعات دیلمان اشاره می‌کند که به زبانی غیر از زبان گیلانی‌ها و دیلمی‌ها صحبت می‌کردند. مقدسی به بعضی ویژگی‌های زبان گیلیان آن زمان مانند تلفظ «ح» بصورت «خ» اشاره می‌کند. از دیگر شاخصه‌هاافزودن «ی» بین الف و حرف ساکن بوده‌است. مثلاً «لاهیجان»، «لاهیجیان» تلفظ می‌شده‌است که احتمالاً مشخصات زبان دیلمیان هم بوده است. ابواسحاق صابی نیز در گزارشی که در مورد علویان تبرستان و گیلان دارد گزارش مشابهی می‌دهد. اصطخری دربارهٔ این ناحیه می‌نویسد: «زبانشان یکتاست و غیر از فارسی و عربی است مقدسی نیز می‌گوید: «زبان ناحیه دیلم متفاوت و دشوار است.».

حسین کریمیان، زبان دیلمی‌های قدیم را مازندرانی دانسته و نفوذ مازندرانی در گویش‌های کوهپایه‌های مرکزی جنوب البرز را متأثر از راه یابی دیلمی‌ها در سده‌های آغازین بعد اسلام و وارد کردن زبان خودشان به این مناطق می‌داند.

نادر جهانگیری گویش مردم نواحی کوهستانی لاهیجان گالشی را یکی از لهجه‌های زبان گیلکی می‌نامد:

گیلکی خود سه گونهٔ عمده دارد.
الف. گونهٔ گیلکی لاهیجان (بیه‌پیش) در منطقه‌ای محدود از شمال به دریای خزر، از جنوب به بلندی‌های سیاهکل، از غرب به آستانه و حسن‌کیاده تا مرزهای کوچصفهان و از شرق به لنگرود و رودسر که به تدریج به گویش مازندرانی می‌آمیزد.
ب. گونهٔ گیلکی رشت (بیه‌پس) که در رشت، خمام، بندر پهلوی [انزلی]، فومن و شفت به آن سخن می‌گویند.
ج. گونهٔ گالشی. گونهٔ دیگری از گونه‌های گیلکی است که مردم نواحی کوهستانی لاهیجان به آن سخن می‌گویند.

او همچنان دیگر گونه‌های زبانی استان گیلان را به دو بخش تقسیم می‌کند:

۱. گونه‌های غیرگیلکی از گروه زبان‌های کرانهٔ خزر.
الف. تالشی. در تالش، دولاب، ماسال شاندرمن و اسالم به آن گفت‌وگو می‌شود.
ب. تاتی. از دیگر گونه‌های زبانی کرانهٔ خزر است که در چند آبادی از بخش رودبار زیتون به آن سخن می‌گویند.
ج. کرمانجی. از گونه‌های کردی‌ست که در فاراب و کرمانج عمارلو به ان گفت‌وگو می‌شود.
۲. ترکی آذری. گونهٔ زبانی غیرایرانی که در منطقهٔ آستارا رایج است. در بندر انزلی و طوالش نیز سخن‌گویانی دارد.

ایران کلباسی، دیگر زبانشناس ایرانی نیز دیلمی را لهجه‌ای از زبان گیلکی می‌داند که امروزه در کوهستانها به کار می‌رود. زبان‌ها، گویش‌ها یا لهجه‌هایی که امروزه در کناره دریای مازندران به کار می‌روند علاوه بر دو گونه اصلی به نامهای مازندرانی (طبری) و گیلکی، انواع زیر را شامل می‌شوند: تالشی، تاتی، کردی، طالقانی، افتری، زابلی، بلوچی، گوداری، کتولی، افغانی، لری، ترکی، ترکمنی، عربی، فارسی، روسی، قزاقی، گالشی و دیلمی.

واژگان قدیم

در برهان قاطع و برخی منابع دیگر، جسته و گریخته، به چند واژه دیلمی اشاره شده که از لحاظ سیر تحول تاریخی می‌توانند قابل توجه باشند:

"دهچه (dehcha): به کسر اول و سکون ثانی و فتح جیم فارسی، به زبان دیلم رعیت و دهقان را گویند وجه اشتقاق محتملا: ده + چه. "ده" (روستا، ده) مشتق از ایرانی باستان "دهوویه" (سرزمین، ملک) که در فارسی پهلوی به صورت "ده" و به معنای "روستاً درآمده است. نکته قابل توجه پسوند "-چه" می‌باشد که همان "-یج" امروزین در گویشهای شمالی ایران است و پسوندی است برای انتساب به محل (مانند "یوشیج" - "اهل یوش"). اگرچه در تمامی نقاط شمالی ایران امروزه همان "-یج" (به استثنا تالشی "-ژ") به کار می‌رود اما ممکن است "-چی" در اصطلاح معروف "انزلیچی" (اهل انزلی) نیز از همین ریشه باشد. ریشه این پسوند از "چیت" باستانی ایران است که در زبان فارسی به صورت "-زی" در آمده است (مانند: "رازی" - اهل ری، منسوب به شهر ری).."