تیموکراسی اصطلاحی است که ارسطو آن را در معنی مالک‌سالاری و افلاطون در معنی شرف‌سالاری به‌کار برده‌اند. مالک‌سالاری به این معنی است که تنها بزرگ‌زمین‌داران حق مشارکت در امور دولتی و حکومتی را داشته باشند.

از سوی دیگر، این اصطلاح را افلاطون در جمهور خود در مورد حکومتی به‌کاربرده است که به دست اشخاصی اداره می‌شود که تنها به خاطر شرف و افتخار کار می‌کنند نه بر اساس عدالت و قضائیات و اموال و عناوین دیگر. افلاطون از چهار نوع حکومت یاد می‌کند و می‌گوید گرچه آنها واقعیت دارند اما فاقد حقیقت هستند و هر یک در مراتب انحطاط و دوری از سیاست و حکومت حقیقی شکل می‌گیرند؛ الف: تیموکراسی ب ـ الیگارشی ج ـ دموکراسی د ـ استبداد. وی معتقد است در تیموکراسی به جای عقل و حکمت «وهم و جاه طلبی» حکم می‌راند و ... اولین پیش‌نیاز برای بازگشتن از آریستوکراسی است. در این حکومت زمینه مال دوستی پدید می‌آید و با چیرگی حرص و ولع نوع دیگر سیاست، یعنی اشراف‌سالاری شکل می‌گیرد که در آن اقتدار بر پایه‌ی شایستگی‌های مادی سازمان می‌یابد و «عقل» که مبنای آریستوکراسی است و «جاه طلبی» که مبنای تیموکراسی است هر دو تحت تسلط آزمندی قرار می‌گیرند. اختلاف فقیران و ثروتمندان زیاد شده و زمینه‌ی شورش و جنگ داخلی فراهم می‌شود و با غلبه‌ی مخالفانِ اشراف‌سالاری، دموکراسی پدید می‌آید.